برنامه مطالعه کتاب مقدس

اعداد فصل 32 اشعیا فصل 32 اول قرنتیان فصل 15

اعداد باب ۳۲

طایفه های شرق رود اردن

۱ طایفه های رئوبین و جاد که دارای گلّه های زیادی بودند، چون دیدند که سرزمین یعزیر و جلعاد برای نگهداری گلّه های ایشان جای مناسبی است،

۲ بنا بر این پیش موسی، العازار کاهن و رهبران رفته، عرض کردند:

۳ «این سرزمینی که شامل شهرهای عطاروت، دیبون، یعزیر، نِمره، حشبون، الِعاله، شبام، نِبو و بعون است

۴ و قوم اسرائیل به کمک خداوند آن را متصرّف شده، جای خوبی برای گلّه های ماست.

۵ بنا بر این از شما خواهش می کنیم، به جای سهم ما در آن طرف رود اردن، این سرزمینها را به ما بدهید.»

۶ موسی به آنها گفت: «آیا شما می خواهید که در همین جا بمانید و سایر برادرانتان به جنگ بروند؟

۷ به چه جرأت می خواهید قوم اسرائیل را از رفتن به سرزمین آن سوی رود اردن، که خداوند آن را به آنها داده است، دلسرد بسازید؟

۸ پدران شما نیز هنگامی که آنها را از قادش برنیع فرستادم تا آن سرزمین را بررسی کنند، همین کار را کردند.

۹ امّا وقتی به وادی اشکول رسیدند و آن سرزمین را دیدند، دوباره برگشتند و قوم اسرائیل را از رفتن به آنجا دلسرد ساختند

۱۰ در آن روز خشم خداوند افروخته شد و سوگند یاد کرد که همه کسانی که از مصر خارج شدند و بیست ساله و مسن تر هستند، هیچ یک به سرزمینی که وعده آن را به ابراهیم، اسحاق و یعقوب داده بود، وارد نخواهند شد،

۱۱ زیرا آنها خداوند را از دل و جان پیروی نکردند.

۱۲ از آن جمله، تنها کالیب، پسر یفنه و یوشع، پسر نون بودند که به خداوند وفادار ماندند.

۱۳ پس خشم خداوند بر قوم اسرائیل برافروخته شد و آنها را مدّت چهل سال در بیابان سرگردان ساخت تا اینکه همه آنهایی که در مقابل خداوند گناه کرده بودند، هلاک شدند.

۱۴ حالا شما نسل گناهکار، جای نیاکان خود را گرفته اید و می خواهید که شدّت خشم خداوند را بر سر قوم بیاورید.

۱۵ اگر شما باز هم از امر خداوند پیروی نکنید، او دوباره این قوم را در بیابان ترک می کند، آنگاه خود شما مسئول تباهی آنها خواهید بود.»

۱۶ پس آنها گفتند: «ابتدا به ما اجازه بدهید که در اینجا برای گلّه های خود طویله و برای اطفال خود شهرها بسازیم،

۱۷ آنگاه ما مسلّح می شویم و پیشاپیش برادران خود به آن سوی رود اردن می رویم تا آنها را به مقصد برسانیم. امّا خانواده ما باید در شهرهای مستحکمی که خواهیم ساخت، بمانند تا از خطر دشمن در امان باشند.

۱۸ تا تمام قوم اسرائیل زمین خود را به دست نیاورند، ما باز نخواهیم گشت.

۱۹ ما در آن سوی رود اردن، زمین نمی خواهیم، زیرا ما سهم خود را در اینجا، یعنی شرق رود اردن گرفته ایم.»

۲۰ موسی گفت: «اگر به راستی می خواهید این کار را بکنید، پس در حضور خداوند برای جنگ آماده شوید.

۲۱ تمام مردان جنگی شما از رود اردن عبور کنند تا که خداوند همه دشمنان را پراکنده سازد.

۲۲ بعد از آن که آن سرزمین را در حضور خداوند متصرّف شدید، می توانید بازگردید، زیرا وظیفه خود را در مقابل خداوند و قوم اسرائیل انجام داده اید و آن وقت زمینهای شرق رود اردن را، از جانب خداوند مالک می شوید.

۲۳ امّا اگر به وعده خود وفا نکنید، در برابر خداوند گناهکار شمرده می شوید و به خاطر گناه خود، جزا می بینید.

۲۴ حالا بروید و برای کودکان خود، شهرها و برای گلّه های خود، طویله بسازید، امّا به آنچه که گفتید باید عمل کنید.»

۲۵ مردم جاد و رئوبین به موسی گفتند: «ما از امر تو پیروی می کنیم.

۲۶ کودکان، زنان، رمه و گلّه ما در شهرهای جلعاد می مانند.

۲۷ ما همه آماده هستیم تا در زیر فرمان خداوند به جنگ برویم، ما از رود اردن خواهیم گذشت و خواهیم جنگید، همان طور که تو دستور دادی.»

۲۸ سپس موسی به العازار کاهن، یوشع پسر نون و رهبران طایفه های اسرائیل دستور داده گفت:

۲۹ «اگر مردان طایفه های جاد و رئوبین آماده شدند و همراه شما به آن طرف رود اردن برای خداوند به جنگ رفتند، آن وقت پس از آن که آن سرزمین را تصرّف کردند، باید سرزمین جلعاد را به آنها بدهید.

۳۰ امّا اگر با شما نرفتند، در آن صورت از سرزمین کنعان سهمی به آنها داده شود.»

۳۱ مردان طایفه های جاد و رئوبین گفتند: «ما از امر خداوند پیروی می کنیم.

۳۲ به فرمان او ما از رود اردن خواهیم گذشت و به سرزمین کنعان داخل می شویم و می جنگیم، امّا زمینهای این طرف رود اردن باید به ما تعلّق بگیرد.»

۳۳ موسی تمامی سرزمینهای سیحون، پادشاه اموریها و عوج پادشاه باشان و همه شهرها و حومه آنها را برای طایفه های جاد و رئوبین و نصف طایفه منسی پسر یوسف تعیین کرد.

۳۴ مردان طایفه جاد شهرهای دیبون، عطاروت، عروعیر،

۳۵ عطروت شوفان، یعزیر، یُجبه ه، بیت نمره و بیت هاران را آباد کردند.

۳۶ همه این شهرها دارای دیوار و طویله برای گوسفندها بودند.

۳۷ مردم طایفه رئوبین شهرهای حشبون، الیعاله، قیریتایم، نِبو و بعل معون

۳۸ (اسرائیلی ها نام این شهرها را که تصرف کرده بودند، عوض کردند) و سبمه را ساختند.

۳۹ خاندان ماخیر، از طایفه منسی به جلعاد رفتند و آن شهر را متصرّف شدند و ساکنان آن را که اموریان بودند از آنجا بیرون راندند.

۴۰ پس موسی شهر جلعاد را به خاندان ماخیر داد و آنها در آنجا سکونت اختیار کردند

۴۱ یائیر که از طایفه منسی بود روستاهای اطراف جلعاد را اشغال کرد و آن ناحیه را حووت یائیر نامید.

۴۲ شخص دیگری به نام نوبح به شهر قنات حمله کرد و آنجا را متصرّف شد و آن را به نام خود، یعنی نوبح نامید.

 

اشعیا باب ۳۲

  پادشاه نیکوکار

 ۱ روزی می رسد که پادشاهی امین و درستکار و رهبرانی عادل و با انصاف، بر مردم حکومت خواهند کرد

 ۲ هر یک از آنها مانند پناهگاهی در برابر باد، حفاظی در برابر توفان و مثل نهرهای آبی در کویر یا سایه صخره عظیمی در زمین بی آب و علف خواهند بود.

 ۳ چشمها و گوشهای آنها برای دیدن و شنیدن نیازهای مردم باز خواهد بود.

 ۴ آنها دیگر ناشکیبا و بی حوصله نخواهند بود. با ادراک عمل می کنند و حرف دلشان را با صداقت می گویند.

 ۵ دیگر کسی احمق را، محترم، و آدم رَذل را، امین نخواهد دانست.

 ۶ آدم احمق، احمقانه سخن می گوید و در اندیشه انجام کارهای شرارت آمیز است. آنچه می کند و آنچه می گوید توهینی است به خداوند. او هیچ وقت به گرسنگان غذا و به تشنگان چیزی برای نوشیدن نمی دهد.

 ۷ آدم تبهکار، شریر است و کارهای شرارت آمیز انجام می دهد. او برای فلاکت بیچارگان توطئه می کند و برای محروم کردن آنها از حقّشان دروغ می گوید.

 ۸ امّا انسان شریف با صداقت عمل می کند و برای دفاع از حق و راستی می ایستد.

  داوری و بازسازی

 ۹ شما ای زنانی که در راحتی و فارغ از تمام نگرانی ها زندگی می کنید، به آنچه می گویم گوش دهید.

 ۱۰ ممکن است شما امروز راضی و خوشحال باشید، امّا سال آینده در همین وقت نومید خواهید شد، چون دیگر انگوری نخواهد بود که بچینید.

 ۱۱ شما زندگی راحتی داشتید، آزاد از همه نگرانی ها، امّا اکنون باید از ترس بر خود بلرزید. لباس خود را درآورید، و با پارچه ای کهنه و مندرس عورت خود را بپوشانید.

 ۱۲ با غم و اندوه بر سینه خود بزنید، چون مزارع حاصلخیز و تاکستانها از بین رفته اند،

 ۱۳ و بوته های خار و خلنگ در زمین قوم من روییده اند. برای خانواده هایی که خوشحال بودند و برای شهری که روزی زنده و پر تحرّک بود گریه کنید.

 ۱۴ حتّی کاخ سلطنتی متروک و پایتخت کاملا از جمعیّت خالی خواهد شد. ساختمانها و قلعه هایی که آن را حفاظت می کرد، برای همیشه ویران شده اند. گورخرها در آن پرسه می زنند و گوسفندان در آن می چرند.

 ۱۵ امّا خدا یک بار دیگر روح خود را خواهد فرستاد. زمین بایر حاصلخیز می شود و مزراع، محصول فراوان خواهند داد.

 ۱۶ راستی و عدالت در تمام این سرزمین حاکم خواهد بود.

 ۱۷ چون همه، آنچه را که راست و درست است انجام می دهند. صلح و امنیّت دایمی برقرار خواهد بود.

 ۱۸ قوم خداوند از تمام نگرانی ها در امان و خانه هایشان در صلح و امنیّت خواهد بود،

 ۱۹ هرچند تگرگ خواهد بارید و خانه هایشان را خراب خواهد کرد.

 ۲۰ خوشا به ‌حالشان، چون همه آب فراوان برای کِشت محصولات و چراگاه های امن برای رمه و الاغهای خود خواهند داشت.

 

اول قرنتیان باب ۱۵

  رستاخیز مسیح

 ۱ ای برادران ، اکنون می خواهم مژده ای را که قبلا بشما اعلام کرده بودم وشما قبول نمودید و در آن پایدار هستید بیاد شما بیاورم .

 ۲ اگر به آن متوسل باشید بوسیلۀ آن نجات می یابید ، مگر این که ایمان شما واقعی نباشد.

 ۳ آنچه را که به من رسیده بود ـ یعنی مهمترین حقایق انجیل را بشما سپردم و آن این است که مطابق پیش گوئی های تورات و نوشته های انبیاء ، مسیح برای گناهان ما مرد

 ۴ و مدفون شد و نیز بر طبق کتاب مقدس در روز سوم زنده گشت

 ۵ و بعد خود را به پطرس و پس از آن به دوازده حواری ظاهر سخت

 ۶ و یک بار هم به بیش از پانصد نفر از برادران ما ظاهر شد که اغلب آنها تا امروز زنده اند ولی بعضی مرده اند.

 ۷ بعد از آن یعقوب و سپس تمام رسولان او را دیدند

 ۸ و آخر همه خود را به من که در برابر آنان طفلی نارس بودم ظاهر ساخت ،

 ۹ زیرا من از تمام رسولان او کمتر هستم و حتی شایستگی آن را ندارم که رسول خوانده شوم ، چون بر کلیسای خدا جفا می رسانیدم

 ۱۰ اما بوسیله فیض خدا آنچه امروز هستم ، هستم و فیضی که او نصیب من گردانید بیهوده نبود ، زیرا من از همۀ ایشان بیشتر زحمت کشیدم گرچه واقعأ من نبودم بلکه فیض خدا بود که با من کار می کرد.

 ۱۱ به هر حال خواه من بیشتر زحمت کشیده باشم ، خواه ایشان ، تفاوتی ندارد زیرا ، این است آنچه همۀ ما اعلام می کنیم و شما نیز به این ایمان آورده اید.

  رستاخیز مردگان

 ۱۲ پس اگر مژده ای را که ما اعلام می کنیم این باشد که مسیح پس از مرگ زنده شد چگونه بعضی از شما می توانید ادعا کنید که قیامت مردگان وجود ندارد ؟

 ۱۳ اگر قیامت مردگان وجود نداشته باشد پس مسیح هم زنده نشده است !

 ۱۴ و اگر مسیح زنده نشده باشد ، هم بشارت ما پوچ است و هم ایمان شما !

 ۱۵ و وقتی گفتیم که خدا مسیح را زنده ساخته است ، در صورتی که زنده شدن مردگان درست نباشد ، دربارۀ خدا شهادت دروغ داده ایم .

 ۱۶ زیرا اگر مردگان زنده نمیشوند مسیح هم مسلمأ زنده نشده است

 ۱۷ و اگر مسیح زنده نشده است ایمان شما بیهوده است و شما هنوز در گناهان خود هستید

 ۱۸ و از آن گذشته ایماندارانی هم که مرده اند باید هلاک شده باشند !

 ۱۹ اگر امید ما به مسیح فقط منحصر به این زندگی باشد از تمام مردم بدبختتر هستیم !

 ۲۰ اما در حقیقت مسیح پس از مرگ زنده شد و اولین کسی است که از میان مردگان برخاسته است

 ۲۱ زیرا چنانکه مرگ بوسیله یک انسان آمد همانطور قیامت از مردگان نیز بوسیله یک انسان دیگر فرا رسید.

 ۲۲ و همانطور که همۀ آدمیان بخاطر همبستگی با آدم میمیرند ، تمام کسانی که با مسیح متحدند زنده خواهند شد.

 ۲۳ اما هر کس بنوبۀ خود زنده میشود ـ اول مسیح و بعد در وقت آمدن او آنانی که متعلق باو هستند.

 ۲۴ پس از آن پایان کار فرا خواهد رسید و مسیح تمام فرمانروایان و قوتها و قدرتها و را برانداخته و پادشاهی را بخدای پدر خواهد سپرد.

 ۲۵ زیرا تا آن زمانی که خدا همۀ دشمنان را زیر پای مسیح نگذارد او باید به سلطنت خود ادامه دهد.

 ۲۶ آخرین دشمنی که برانداخته میشود مرگ است.

 ۲۷ کلام خدا می گوید که خدا همه چیز را زیر پای مسیح قرار داده است ولی البته معلوم است که عبارت « همه چیز » شامل خدا که همه چیز را تحت فرمان مسیح می گذارد نمی شود.

 ۲۸ وقتی که همه چیز تحت فرمان مسیح قرار بگیرد ، مسیح نیز که پسر خدا است خود را در اختیار خدا که همه چیز را بفرمان او گذاشت قرار خواد داد تا خدا بر کل کائنات حاکم گردد.

 ۲۹ در غیر این صورت برای چه ، عده ای از طرف مردگان تعمید می گیرند ؟ اگر مردگان اصلا زنده نمیشوند چرا دیگران بنام ایشان تعمید می گیرند ؟

 ۳۰ و ما چرا باید در تمام ساعات زندگی با خطر روبرو باشیم ؟

 ۳۱ ای برادران ، چون به اتحاد شما با خداوند ، عیسی مسیح افتخار می کنم سوگند می خورم که هر روز با مرگ روبرو میشوم .

 ۳۲ اگر من فقط ازروی انگیزه های انسانی در افسس با جانوران می جنگیدم چه چیزی عاید من میشد ؟ اگر مردگان زنده نمیشوند ، پس « بخوریم و بنوشیم زیرا فردا خواهیم مرد.»

 ۳۳ گول نخورید ـ معاشران بد ، اخلاق خوب را فاسد می سازند.

 ۳۴ درست فکر کنید ودیگر گناه نکنید ، زیرا بعضی از شما خدا را نمی شناسید و این را برای شرمساری شما می گویم.

  رستاخیز بدن

 ۳۵ شاید کسی بپرسد :« مردگان چگونه زنده میشوند و با چه نوع بدنی ظاهر می شوند؟ »

 ۳۶ ای نادانان ، وقتی تخمی در زمین میکارید آن زنده نخواهد شد مگر این که اول بمیرد

 ۳۷ و آنچه میکاری فقط یک دانه است ، خواه یک دانۀ گندم باشد یا هر دانۀ دیگر و آن هنوز شکل نهائی خود را نگرفته است.

 ۳۸ خدا بر طبق ارادۀ خود بدنی به آن می دهد و به هر نوع تخم ، بدنی مخصوص میبخشد.

 ۳۹ گوشت همۀ موحودات زنده یک جور نیست ، گوشت آدمیان یک جور است و هر دسته از حیوانات ، پرندگان و ماهیان گوشت مخصوص بخود دارند.

 ۴۰ اجسام آسمانی با اجسام زمینی فرق دارند و زیبایی های آنها نیز با هم متفاوت است.

 ۴۱ زیبائی خورشید یک جور است و زیبایی ماه و ستارگان نحوی دیگر و حتی در میان ستارگان زیبائی های گوناگون یافت میشود.

 ۴۲ زنده شدن مردگان نیز چنین خواهد بود: آنچه بخاک سپرده میشود فانی است و آنچه برمیخیزد فنا ناپذیر است.

 ۴۳ آنچه بخاک می رود ذلیل و خوار است . آن چه برمیخزد پر جلال است . در ضعف و ناتوانی کاشته میشود و در قدرت سبز می شود.

 ۴۴ بدن جسمانی بخاک سپرده میشود و بدن روحانی برمیخیزد . همچنان که بدن جسمانی هست ، بدن روحانی نیز وجود دارد .

 ۴۵ در این خصوص کتاب مقدس می فرماید : « اولین انسان یعنی آدم ، نفس زنده گشت » اما آدم آخر روح حیات بخش گردید.

 ۴۶ آنچه روحانی است اول نمی آید . اول جسمانی و بعد از آن روحانی می آید.

 ۴۷ آدم اول از خاک زمین ساخته شد و آدم دوم از آسمان آمد.

 ۴۸ خاکیان باو که از خاک ساخته شد شبیه اند و آسمانی ها هم به او که از آسمان آمد شباهت دارند.

 ۴۹ همان گونه که شکل خاکی بخود گرفتیم ، شکل آسمانی نیز بخود خواهیم گرفت .

 ۵۰ ای برادران ، مقصودم این است که آنچه از گوشت و خون ساخته شده است نمی تواند در پادشاهی خدا سهیم گردد و آنچه فانی است نمی تواند در فنا ناپذیری نصیبی داشته باشد.

 ۵۱ گوش دهید تا رازی را برای شما فاش سازم . همۀ ما نخواهیم مرد

 ۵۲ بلکه در یک لحظه با یک چشم بهم زدن بمحض آنکه صدای شیپور آخر شنیده شود تغییر خواهیم یافت زیرا شیپور بصدا در می آید و مردگان برای حیات فنا ناپذیر زنده میشوند و ما نیز تغییر خواهیم یافت

 ۵۳ زیرا فنا باید با بقاء پوشیده شود و مرگ بحیات جاودان ملبس گردد.

 ۵۴ حیات پوشیده شود آنچه کلام خدا می فرماید به حقیقت خواهد پیوست که « مرگ نابود گشته و پیروزی ، کامل گردیده است »

 ۵۵ ای مرگ ، پیروزی تو کجاست و ای موت ، نیش تو کجا ؟»

 ۵۶ نیش مرگ از گناه زهر آگین میشود و گناه از شریعت قدرت می گیرد.

 ۵۷ اما خدا را شکر که او بوسیلۀ خداوند ما عیسی مسیح بما پیروزی بخشیده است .

 ۵۸ بنابراین ای برادران عزیز ، پا برجا و استوار بمانید. همیشه در کار و خدمت خداوند مشغول باشید زیرا می دانید که زحمات شما در خدمت او بی نتیجه نخواهد بود.

Go to top