برنامه مطالعه کتاب مقدس

یوشع فصل 11 ارمیا فصل 15 دوم تیموتاوس فصل 1

یوشع باب ۱۱

شکست یابین و متحدانش

۱ وقتی خبر پیروزیهای یوشع به گوش یابین، پادشاه حاصور رسید، فوراً پیامهایی برای این پادشاهان فرستاد: یوباب پادشاه مادون، پادشاهان شمرون و اخشاف،

۲ پادشاهان کوهستان شمالی، پادشاهان دشت اردن در جنوب دریاچه جلیل و هامون، پادشاهان نافوت دور در غرب،

۳ پادشاهان کنعان در سمت شرق و غرب، پادشاهان اموریان، پادشاهان حِتّیان، پادشاهان فرزیان، پادشاهان یبوسیان در کوهستان، پادشاهان حویان در دامنه کوه حرمون در سرزمین مصفه.

۴ آنها همگی قوای خود را جمع کرده، یک ارتش متّحد تشکیل دادند که مثل ریگ دریا بی شمار بود.

۵ آنها با اسبان و ارّابه های جنگی در کنار چشمه های میرُوم اردو زده، برای جنگ با اسرائیل آماده شدند.

۶ خداوند به یوشع فرمود: «نترس، زیرا فردا در همین وقت همه آنها را کشته، به دست مردم اسرائیل تسلیم می کنم. زردپی پاهای اسبان ایشان را قطع کنید و ارّابه های آنها را آتش بزنید.»

۷ ‌پس یوشع با مردان خود به میرُوم رفت و با یک حمله ناگهانی، آنها را شکست داد.

۸ خداوند آنها را به دست مردم اسرائیل تسلیم کرد. و سربازان اسرائیل، دشمنان را تا به صیدون بزرگ و مسرفوت مایم در شمال و دشت مصفه در شرق تعقیب کرده کشتند و یکی از آنها را هم زنده نگذاشتند.

۹ پس یوشع همان طور که خداوند امر فرموده بود، با آنها رفتار نمود، زردپی پاهای اسبهای ایشان راقطع کرد و تمام ارّابه های ایشان را آتش زد.

۱۰ یوشع در راه بازگشت، حاصور را تصرّف کرد و پادشاه آن را کشت، زیرا حاصور در آن زمان نیرومندترین شهر بود.

۱۱ همه ساکنان آنجا را با شمشیر کشت و هیچ جانداری را زنده نگذاشت و حاصور را نیز به آتش کشید.

۱۲ بعد به شهرهای دیگر هم حمله کرد. همه را از بین برد و پادشاهان آنها را به قتل رسانید. همان طور که موسی، خادم خداوند، دستور داده بود.

۱۳ امّا یوشع از میان تمام شهرهایی که بر روی تپّه ها بنا شده بودند، فقط حاصور را آتش زد.

۱۴ تمام غنیمت و گلّه و رمه ای را که بنی اسرائیل به دست آوردند، برای خود نگه داشتند، امّا همه مردم را با دَم شمشیر کشتند و هیچ کس را زنده نگذاشتند.

۱۵ یوشع طبق دستور خداوند به خادم خود موسی، و راهنمایی موسی رفتار کرد و همه اوامر خداوند را کاملا انجام داد.

سرزمینی که یوشع تصرف کرد

۱۶ به این ترتیب یوشع تمام آن سرزمین را تصرّف کرد. یعنی همه کوهستان ها، منطقه جنوبی، منطقه جوشن، دشتها، کوهستان های اسرائیل و دشت اردن.

۱۷ قلمرو اسرائیل از کوه حالق، در نزدیکی اَدوم، تا بعل جاد در دشت لبنان، در دامنه کوه حرمون وسعت یافت و یوشع پادشاهان آنها را دستگیر کرد و به قتل رساند.

۱۸ این جنگها سالهای زیادی طول کشید

۱۹ تنها شهری که با اسرائیل صلح کرد جبعون بود که حویان در آن ساکن بودند. ولی همه شهرهای دیگر را تصرّف کردند و از بین بردند.

۲۰ چون این خواست خدا بود که دلهای آنها سخت گردد و به جنگ با اسرائیل برخیزند. در نتیجه همگی آنها بدون هیچ ترحّمی کشته شدند. چنانکه خداوند به موسی فرموده بود.

۲۱ در این زمان یوشع، عناقیانی را که در منطقه کوهستانی حبرون، دبیر، عناب و کوه های یهودا و اسرائیل زندگی می کردند، کشت و آنها را با شهرهایشان بکلّی نابود کرد.

۲۲ از عناقیان یک نفر هم در سرزمین اسرائیل زنده نماند، امّا بعضی از آنها در غزه، جت و اشدود باقی ماندند.

۲۳ به این ترتیب یوشع، طبق دستور خداوند به موسی، تمام آن سرزمین را تصرّف نمود و آن را به عنوان ملکیّت به بنی اسرائیل داد و سپس آن را بین تمام طایفه های بنی اسرائیل تقسیم کرد. سرانجام در آن سرزمین آرامی برقرار شد.

ارمیا باب ۱۵

جزای مردم یهودا

۱ آنگاه خداوند به من گفت: «حتّی اگر موسی و سموئیل با هم در اینجا بودند و از من التماس می کردند، من به این مردم رحمی نمی کردم. آنها را مجبور کن بروند و از نظرم دور شوند.

۲ وقتی از تو می پرسند به کجا خواهند رفت، به آنها بگو که من چنین گفته ام: «سرنوشت گروهی این است که از بیماری بمیرند و این انتهای آنهاست، سرنوشت گروهی دیگر این است که در جنگ کشته شوند، پس به همان سوی می روند سرنوشت عدّه ای هم این است که از گرسنگی بمیرند، آنها هم به همان طرف می روند، سرنوشت بقیه این است که به اسارت برده شوند، پس آنها هم، به همان سوی خواهند رفت.

۳ من، خداوند مقدّر کرده ام که آنها دچار چهار عامل وحشتناک شوند: در جنگ کشته شوند، بدنهای آنها به وسیله سگها به اطراف کشیده شود، لاشخورها آنها را بخورند و هرچه را از بدنهای آنها باقی ‌مانده است، حیوانات وحشی بخورند.

۴ به خاطر آنچه منسی پسر حزقیا، در اورشلیم انجام داده کاری خواهم کرد که تمام مردم جهان وحشت کنند.»

۵ خداوند می گوید: «ای مردم اورشلیم چه کسی بر شما رحم خواهد کرد و چه کسی در ماتم شما شریک خواهد شد؟ چه کسی است که لحظه ای بایستد و حال شما را بپرسد؟

۶ شما مرا رد کرده، و به من پشت کرده اید. پس من دست خود را دراز نموده و شما را نابود کردم، چون از صبر و تحمّل خسته شده ام.

۷ من شما را مثل کاه در برابر باد در تمام این سرزمین پراکنده نمودم. من شما، قوم خود را چون از راه های شرارت آمیز برنگشتید درهم شکسته و فرزند‌انتان را کشتم.

۸ زن بیوه در سرزمین شما از دانه های شن کنار دریا بیشتر است. من مردان شما را در عنفوان جوانی کُشتم. و مادرانشان را داغدیده کردم. و ناگهان نگرانی و وحشت را بر آنان مستولی نمودم

۹ مادری که هفت فرزند خود را از دست داده، بیهوش شد و برای زنده ماندن تقلا می کرد. روزش شب شد، آبرویش رفت و رسوا شد. من اجازه خواهم داد تا دشمنانتان هریک از شما را که زنده مانده اید، بکشند. من، خداوند چنین گفته ام.»

شکایت ارمیا در حضور خداوند

۱۰ من چه آدم بدبختی هستم! کاش مادرم مرا به دنیا نیاورده بود. باید با همه در این سرزمین مشاجره و نزاع کنم. نه به کسی قرض دادم و نه از کسی قرض گرفتم، با وجود این ، همه مرا نفرین می کنند.

۱۱ ای خداوند، اگر من در خدمت به تو کوتاهی کردم و اگر حتّی برای دشمنانم در هنگام گرفتاری و ناراحتی آنها شفاعت نکرده باشم، بگذار تمام نفرین ها مستجاب شود.

۱۲ (کسی نمی تواند یک قطعه آهن، مخصوصاً آهن شمال را که با برنز مخلوط شده باشد، بشکند.)

۱۳ خداوند به من گفت: «به خاطر گناهانی که قوم در سرتاسر این سرزمین مرتکب شده اند، اجازه خواهم داد دشمنان تمام ثروت و خزائن آنها را ببرند.

۱۴ اجازه خواهم داد تا آنها در مملکتی که چیزی درباره آن نمی دانند در خدمت دشمنان خود باشند، چون خشم من مثل آتشی است که تا به ابد خاموش نمی شود.»

۱۵ آنگاه من گفتم: «ای خداوند، خودت خوب می دانی. مرا به یادآور و به من کمک کن. اجازه بده تا از کسانی که به من جفا می کنند، انتقام بگیرم. در برابر آنها آن قدر صبور نباش مبادا در کشتن من موفّق شوند. به یاد آور که به خاطر توست که من متحمّل تمام این توهین ها می شوم.

۱۶ تو با من سخن گفتی من به هر کلمه آن گوش دادم. ای خداوند، خدای متعال، من به تو تعلّق دارم و گفتار تو قلب مرا از شادی و خوشی سرشار می سازد.

۱۷ من وقت خود را همراه با سایر مردم، صرف خوشگذرانی و تفریح نکردم. فرمان تو را اطاعت کردم، تنها ماندم و بر خشم من افزوده شد.

۱۸ چرا من باید این قدر متحمّل درد و رنج شوم؟ چرا زخمهای من علاج ‌ناپذیرند؟ چرا شفا نمی یابند؟ آیا می خواهی مرا مثل کسی که به نهر آبی امید بسته نهری که در فصل تابستان خشک می شود- ناامید کنی؟»

۱۹ در پاسخ خداوند گفت: «اگر بازگردی من تو را قبول می کنم و تو دوباره خادم من خواهی بود. اگر به جای سخنان بیهوده پیام ارزنده ای را اعلام کنی، دوباره نبی من خواهی بود. مردم خودشان به سوی تو می آیند و نیازی نخواهد بود که تو به دنبال آنها بروی.

۲۰ من تو را مثل دیواری محکم، ساخته شده از برنز در مقابل آنها قرار خواهم داد. آنها با تو خواهند جنگید، ولی تو را شکست نخواهند داد. من با تو خواهم بود تا مراقب تو باشم و از تو حفاظت کنم.

۲۱ من تو را از شرّ آدمهای ستمکار و شریر رهایی خواهم بخشید.»

 

دوم تیموتائوس باب ۱

  مقدمه

 ۱ از طرف پولس که به خواست خدا رسول مسیح عیسی است و فرستاده شد تا حیاتی را که در مسیح عیسی یافت می شود اعلام نماید.

 ۲ به تیموتاوس ، فرزند عزیزم تقدیم می گردد. خدای پدر و مسیح عیسی ، خداوند ما فیض و رحمت و آرامش بتو عطا فرمایند.

  تیموتاؤس و مأموریت او

 ۳ خدائی را که من ، مانند اجدادم ، با وجدانی پاک خدمت می کنم سپاس می گویم. همیشه وقتی در شب و روز ترا دردعاهای خود بیاد می آورم ، خدا را شکر می کنم.

 ۴ وقتی اشگ های ترا بیاد می آورم آرزو می کنم ترا ببینم تا با دیدار تو شادی من کامل گردد.

 ۵ ایمان بی ریای ترا به خاطر می آورم یعنی همان ایمانی که نخست مادر بزرگ تو « لوئیس » و مادرت « افنیکی » داشت و اکنون مطمئن هستم که در تو هم هست.

 ۶ به این سبب در وقتی که ترا دستگذاری کردم عطیهً خدا به تو داده شد. می خواهم این عطیه را به یاد تو بیاورم تا آن را همیشه شعله ور نگاهداری.

 ۷ زیرا روحی که خدا به ما بخشیده است ما را ترسان نمی سازد ، بلکه روح او ما را از قدرت و محبت و خویشتنداری پر می کند.

 ۸ پس ، از شهادت دادن به خداوند یا به رابطهً خودت با من که به خاطر او زندانی هستم خجل نباش ، بلکه در رنج و زحمتی که به خاطر انجیل پیش می آید با آن قدرتی که خدا می بخشد سهیم باش.

 ۹ خدا ما را نجات داد و به یک زندگی مقدس دعوت کرد و این ، در اثر اعمال ما نبود ، بلکه بر طبق نقشهً خود خدا و فیضی است که او از ازل در شخص مسیح عیسی به ما عطا فرمود.

 ۱۰ در حال حاظر این فیض به وسیلهً ظهور نجات دهندهً ما مسیح عیسی آشکار شده است. او موت را از میان برداشت و حیاتی فناناپذیر به وسیلهً انجیل برای همه آشکار ساخته است.

 ۱۱ خدا مرا برگزید تا در انتشار انجیل واعظ ، رسول و معلم باشم.

 ۱۲ به این دلیل تمام رنجها را متحمل می شوم ، اما از آن خجل نیستم ، زیرا می دانم به چه کسی ایمان آورده ام و یقین دارم که او قادر است تا روز آخر آنچه را به من سپرده شد حفظ کند.

 ۱۳ تعلیم صحیحی را که از من شنیده ای با ایمان و محبتی که در مسیح عیسی است سر مشق خود قرار بده

 ۱۴ و به وسیه قدرت روح القدس که در ما به سر می برد آن چیزهای نیکوئی را که به تو سپرده شده است حفظ کن.

 ۱۵ خبر داری که در استان آسیا همه از جمله « فیجلس » و « هرموجنس » مرا ترک کردند.

 ۱۶ خداوند رحمت خود را به خانوادهً « انی سی فورس » عطا فرماید ، زیرا او نیروی تازه ای به من بخشیده است. او ازاین که من زندانی هستم خجل نبود ،

 ۱۷ بلکه به محض اینکه به « رم» رسید در جستجوی من زحمت زیادی کشید تا مرا پیدا کرد.

 ۱۸ خداوند عطا فرماید که در روز عظیم ، او از دست خداوند رحمت یابد و تو به خوبی می دانی که او در « افسس » چه خدمت هائی برای من کرد.

Go to top