برنامه مطالعه کتاب مقدس

اعداد فصل 24 اشعیا فصل 24 اول قرنتیان فصل 7

اعداد باب ۲۴

نبوت سوم بلعام

۱ وقتی بلعام دید که خداوند از برکت دادن به اسرائیل خشنود شده است، مانند گذشته به جادو متوسّل نشد، بلکه رو به طرف بیابان کرد

۲ قوم اسرائیل را دید که طایفه طایفه در آنجا اردو زده اند. آنگاه روح خدا بر او نازل شد

۳ و این کلام بر زبانش جاری شد: «وحی بلعام پسر بعور، وحی آن مردی که چشمانش باز شد،

۴ وحی کسی که سخنان خدا را شنید، و رؤیایی را دید که خدای متعال نشان داد، آن که به خاک افتاد و چشمانش باز شد.

۵ اردو‌های شما چقدر زیباست،

۶ همچون درختان عودی که خداوند به دست خود کاشته باشد، و چون درختان سرو کنار جویبارها.

۷ دلوهای ایشان، از آب لبریز می شود. بذرهای ایشان، با آب فراوان آبیاری می شوند. پادشاه آنها بزرگتر از اجاج می باشد و مملکت آنها سرفراز می گردد.

۸ خدا آنها را از مصر بیرون آورد. او مانند گاو وحشی برای آنان می ‌جنگد، و آنها دشمنان خود را می بلعند. استخوانهایشان را خُرد می کنند، تیرهای آنان را می شکنند.

۹ مانند شیر می خوابند و کسی جرأت آن را ندارد که آنها را بیدار کند. کسی که تو را برکت بدهد، برکت ببیند و لعنت باد بر کسی که تو را لعنت کند.»

۱۰ آتش خشم بالاق بر بلعام افروخته شد و درحالی که دستهای خود را به هم می زد، به بلعام گفت: «من تو را فراخواندم که دشمنان مرا نفرین کنی، امّا تو برعکس، سه بار آنها را برکت دادی.

۱۱ از اینجا زود برو و به خانه ات بازگرد. من گفتم که به تو پاداش خوبی خواهم داد، امّا خدا تو را از آن محروم ساخت.»

۱۲ بلعام گفت: «من به قاصدانت گفتم:

۱۳ که اگر تو قصرت را پر از طلا و نقره کنی و به من بدهی، من نمی توانم از فرمان خداوند سرپیچی نمایم و یا آنچه خودم بخواهم بگویم. من هرچه را که خداوند بفرماید، می گویم.

۱۴ «حالا پیش قوم خود می روم، امّا باید بدانی که در آینده، قوم اسرائیل چه بلایی بر سر مردم تو می آورند.»

نبوت چهارم بلعام

۱۵ بلعام چنین سخن خود را آغاز کرد: «این است وحی بلعام پسر بعور، وحی مردی که چشمانش باز شد، وحی آن کسی که سخنان خدا را شنید

۱۶ و خدای متعال به او حکمت آموخت و رؤیایی را دید، که خدای قادر مطلق به او نشان داد. او به خاک افتاد و چشمانش باز شد.

۱۷ او را خواهم دید، امّا نه حالا، او را تماشا خواهم کرد، ولی نه از نزدیک. پادشاهی همچون ستاره ای درخشان در اسرائیل ظهور خواهد نمود. او رهبران موآب را شکست می دهد. مردم آشوبگر را سرکوب می کند،

۱۸ و دشمنان خود را در اَدوم شکست می دهد، زمین ایشان را تصرّف می کند،

۱۹ اسرائیل به پیروزی ادامه می دهد، دشمنان را پایمال می سازد و کسی را هم زنده نمی گذارد.»

۲۰ بعد بلعام رو به طرف عمالیقیان کرد و این چنین پیشگویی کرد: «عمالیقیان مقتدرترین اقوام بودند، امّا سرانجام، همه هلاک می شوند.»

۲۱ سپس به قینیان نگاه کرد و این چنین پیشگویی کرد: «جای سکونت شما مستحکم است، آشیانه شما بر صخره ای قرار دارد.

۲۲ امّا قینیان از بین می روند و لشکر نیرومند آشوریان، شما را به اسارت می برد.»

۲۳ بلعام با این سخنان به پیشگویی خود پایان بخشید: «افسوس که وقتی خدا این کار را انجام بدهد، هیچ کسی زنده نخواهد بود.

۲۴ کشتی ها از سواحل قبرس می آیند، آشور و عابر را سرکوب می سازند، امّا خود آنها هم نابود می شوند.»

۲۵ بعد بعلام برخاست و به وطن خود بازگشت و بالاق هم به راه خود رفت.

 

اشعیا باب ۲۴

  خداوند دنیا را مجازات خواهد کرد

 ۱ خداوند زمین را ویران و خالی از سکنه خواهد کرد. او سطح زمین را خراب می کند و مردمِ آن را پراکنده می کند.

 ۲ همه مردم، کاهنان و مردم عادی، بردگان و صاحبان غلامها، خریداران و فروشندگان، وام دهندگان و وام گیران، ثروتمندان و فقیران، هم با همان سرنوشت روبه رو خواهند شد.

 ۳ تمام زمین خُرد و ویران شده است. خداوند این را گفته و آن واقع خواهد شد.

 ۴ زمین خشک و همه چیز پژمرده می شود و مردم دنیا ناتوان تر و زمین و آسمان رو به زوال خواهند بود.

 ۵ مردم با شکستن قوانین خدا و با شکستن پیمانی که آنها با خداوند تا ابد بسته بودند، زمین را آلوده کرده اند.

 ۶ پس زمین لعنت شده است و مردم آن جزای آنچه را که خود کرده ‌اند می بینند و تعداد کمتر و کمتری زنده می مانند.

 ۷ تاکستانها خشک می شوند و شراب کمیاب می شود. حتّی کسانی که زمانی آدمهای شادی بودند، اکنون افسرده هستند.

 ۸ موسیقی های شادی که با چنگ و طبل می نواختند خاموش شده است.

 ۹ دیگر کسی آواز خوشی در کنار جام شراب نمی سراید و دیگر کسی از مزه شراب لذّت نمی برد.

 ۱۰ در شهر هرج و مرج است و مردم برای امن بودن، درهای خانه های خود را قفل می کنند.

 ۱۱ مردم در کوچه ها فریاد می زنند چون دیگر شرابی وجود ندارد. شادی برای همیشه رفته و گویی از این سرزمین رخت بربسته.

 ۱۲ شهر ویران شده و دروازه های آن شکسته است.

 ۱۳ این است آنچه برای تمام ملّتهای جهان روی خواهد داد. مثل آخر فصل برداشت محصول است. وقتی آخرین زیتون و آخرین خوشه انگور را از تاکستان چیده باشند.

 ۱۴ آنها که زنده مانده اند از شادمانی سرود می خوانند. ساکنان غرب خواهند گفت که خدا عظیم است،

 ۱۵ و آنها که در شرق هستند او را ستایش خواهندکرد. مردمی که در کناره دریا زندگی می کنند، خداوند، خدای اسرائیل را حمد خواهند گفت.

 ۱۶ از دورترین نقاط جهان سرودهایی در حمد قوم اسرائیل -‌یعنی ملّت نیکوکار و عادل- شنیده می شود. امّا برای من دیگر امیدی نیست! من در حال نابودی هستم! خائنین به خیانتهای خود ادامه می دهند و خیانتها هر روز زیادتر می شود.

 ۱۷ ای مردم، همه شما به من گوش دهید! وحشت و حفره و دام در انتظار شماست.

 ۱۸ هر که بخواهد از وحشت بگریزد به حفره خواهد افتاد و هرکس از حفره فرار کند گرفتار دام خواهد شد. رگبار باران از آسمان می بارد و بنیاد زمین به لرزه خواهد آمد.

 ۱۹ زمین می لرزد، می ترکد، و می شکافد.

 ۲۰ زمین مثل یک آدم مست بی ثبات و مثل آلونکی در برابر توفان از یک سو به سوی دیگر حرکت می کند. دنیا زیر بار گناهانش خم شده است؛ آن سقوط می کند و دیگر برنخواهد خاست.

 ۲۱ زمانی می آید که خداوند قدرتهای آسمانی و حکام جهانی را مجازات خواهد کرد.

 ۲۲ خداوند، پادشاهان را مانند زندانیان با هم در سیاه چالی خواهد انداخت. او آنها را در زندان تا روز مجازاتشان نگاه خواهد داشت.

 ۲۳ ماه نور خود را از دست می دهد و خورشید دیگر نخواهد تابید، چون خداوند متعال پادشاه خواهد بود. او در اورشلیم از فراز کوه صهیون حکومت خواهد کرد و رهبران قوم، جلال او را خواهند دید.

 

اول قرنتیان باب ۷

  دربارۀ ازدواج

 ۱ واما ، دربارۀ چیزهائی که به من نوشتید : بهتر است که مرد ، مجرد بماند ،

 ۲ ولی چون اطراف ما پر از وسوسه های جنسی است بهتر است هر مرد برای خود زنی و هر زنی نیز برای خود شوهری داشته باشد .

 ۳ زن و شوهر باید وظائف زناشوئی خود را نسبت به یکدیگر انجام دهند.

 ۴ زن اختیار بدن خود را ندارد زیرا او متعلق به شوهر خویش است و همچنین مرد اختیار بدن خود را ندارد زیرا بزن خود تعلق دارد.

 ۵ یکدیگر را از حقوق زناشوئی محروم نسازید مگر با رضایت طرفین برای مدتی از یک دیگر دوری کنید تا وقت خود را صرف راز و نیاز با خدا نمائید. اما پس از آن روابط شما در امور زناشوئی بصورت عادی برگردد، مبادا ضعف شما در این مورد باعث شود تسلیم وسوسه های شیطان شوید.

 ۶ این یک قانون نیست ، این امتیازی است که بشما می دهم .

 ۷ کاش همۀ شما در این مورد مانند من باشید ، اما خداوند بهر کس استعداد خاصی داده است ، به یکی ، یک جور و به دیگری به نحوی دیگر.

 ۸ به افراد مجرد و بیوه زنان می گویم : برای شما بهتر است که مانند من مجرد بمانید ،

 ۹ ولی اگر نمی توانید جلوی امیال خود را بگیرید ازدواج کنید ، زیرا ازدواج کردن از سوختن در آتش شهوت بهتر است.

 ۱۰ برای متأهلان دستوری دارم که دستور خودم نیست بلکه از جانب خداوند است ـ یک زن شوهردار نباید شوهرش را ترک کند ،

 ۱۱ اما اگر چنین کند یا باید تنها بماند و یا آن که دوباره با شوهرش آشتی کند. شوهر نیز نباید زن خود را طلاق بدهد.

 ۱۲ به دیگران می گویم ( این را من می گویم ، نه خداوند ) : اگر مردی مسیحی زنی بی ایمان داشته باشد و آن زن راضی بزندگی با او باشد مرد نباید او را طلاق دهد.

 ۱۳ و همچنین زن مسیحی که شوهر بی ایمان دارد و شوهرش راضی به زندگی با او باشد ، آن زن نباید شوهرش را ترک کند ،

 ۱۴ زیرا شوهر بی ایمان بوسیله زن ایماندار با خدا تماس دارد و زن بی ایمان نیز بوسیله شوهر ایماندار خود چنین تماسی با خدا خواهد داشت ، در غیر این صورت فرزندان شما نجس میبودند ، حال آن که اکنون از مقدسین هستند.

 ۱۵ اما اگر یک نفر بی ایمان بخواهد همسر مسیحی خود را ترک کند مختار است .در اینگونه موارد همسر مسیحی چه زن و چه شوهر دیگر مقید نیست ، زیرا خدا ما را برای زندگی آرام خوانده است .

 ۱۶ ای زن ، از کجا معلوم که شوهرت بوسیله تو نجات نیابد ؟ و ای مرد ، تو از کجا می دانی که وسیلۀ نجات زن خود نخواهی شد ؟!

 ۱۷ به هر حال هر کس در آن حالیکه خدا برایش معین نموده و او را در آن حال خوانده است بماند. دستور من در تمام کلیساها این است .

 ۱۸ آیا مرد مختونی دعوت خدا را پذیرفته است ؟ چنین شخص آرزوی نامختونی نکند ! آیا کسی در نامختونی خوانده شده است ؟ او نیز نباید مختون شود !

 ۱۹ مختون بودن یا نبودن اهمیت ندارد ! آنچه مهم است ، اطاعت از فرمانهای خدا است .

 ۲۰ پس هر کس باید در همان حالتی بماند که در آن ، دعوت خدا را پذیرفت.

 ۲۱ آیا در بردگی خوانده شدی ؟ از این ناراحت نباش اما اگر می توانی آزادی خود را بدست آوری آنرا از دست نده ،

 ۲۲ زیرا غلامیکه به اتحاد با خداوند دعوت شده باشد آزاد شدۀ خداوند است ،همچنین شخص آزادیکه دعوت خداوند را پذیرفته است غلام مسیح میباشد.

 ۲۳ شما به قیمت گزاف خریده شده اید ، پس به بندگی انسان تن در ندهید.

 ۲۴ بنابراین ای برادران ، هر کس در همان حالتی که در آن خوانده شده بماند ـ ولی باخدا زندگی کند.

  دربارۀ افراد مجرد و بیوه زنها

 ۲۵ در خصوص افراد مجرد از طرف خداوند دستوری ندارم ، ولی بعنوان کسی که به لطف خداوند قابل اعتماد است عقیدۀ خود را اظهار می دارم

 ۲۶ با توجه به اوضاع وخیم فعلی ، بهتر است هر کس همانگونه که هست بماند.

 ۲۷ آیا متأهل هستی ؟ خواهان طلاق نباش ! آیا مجرد هستی ؟ در فکر ازدواج نباش ،

 ۲۸ اما اگر ازدواج کنی گناه نکرده ای و دختری که شوهر کند مرتکب گناه نشده است ، ولی زن و شوهر در این زندگی دچار زحمت خواهند شد و من نمی خواهم شما در زحمت بیفتید.

 ۲۹ ای برادران ، مقصودم این است : وقت زیادی باقی نمانده است و از این پس حتی آنانی که زن دارند باید طوری زندگی کنند که گویا مجرد هستند.

 ۳۰ عزاداران طوری رفتار نمایند که گوئی غمی ندارند. خوشحالان طوری زندگی کنند که گوئی خوشی را فراموش کرده اند و خریداران طوری رفتار کنند که گوئی مالک آنچه خریده اند نیستند

 ۳۱ و کسانی که بکارهای دنیوی اشتغال دارند طوری زندگی کنند که دلبستۀ این جهان نشوند ، زیرا حالت کنونی جهان بزودی از بین خواهد رفت .

 ۳۲ آرزوی من این است که شما از هر نوع نگرانی بدور باشید. مرد مجرد به امور الهی علاقمند است و می خواهد خداوند را خوشنود سازد

 ۳۳ اما مرد متأهل بامور دنیوی علاقمند است و می خواهد همسر خود را خوشنود سازد

 ۳۴ و به این سبب او به دو جهت کشیده میشود. همانطور یک زن مجرد یا یک دوشیزه به امور الهی علاقه دارد و مایل است د رجسم و روح مقدس باشد ، اما زن شوهردار به چیزهای دنیوی دلبستگی دارد یعنی می خواهد شوهر خودرا خوشنود نماید.

 ۳۵ برای خیریت شما این را می گویم ومقصودم این نیست که برای شما قید و بند بوجود آورم بلکه می خواهم آنچه را که صحیح و درست است انجام دهید و بدون هیچ اشتغال خاطر تمام وقت و هستی خود را وقف خداوند نمائید.

 ۳۶ با وجود این اگر کسی تصور کند که نسبت به دختر خود بی انصافی می کند و دختر او از حد بلوغ گذشته و باید ازدواج کند ، و اگر او می خواهد دخترش ازدواج نماید گناهی مرتکب نشده است.

 ۳۷ اما اگر پدری از روی میل و ارادۀ خود و بدون فشار دیگران تصمیم جدی گرفته است که دختر خود را باکره نگاه دارد کاری نیکو می کند.

 ۳۸ پس شوهر دادن دختر نیکو است ولی شوهر ندادن او نیکوتر است .

 ۳۹ زن تا زمانی که شوهرش زنده است به او تعلق دارد ولی هر گاه شوهرش بمیرد او آزاد است با هر کسی که می خواهد ازدواج نماید ، بشرط اینکه آن مرد نیز مسیحی باشد.

 ۴۰ اما بعقیدۀ من اگر او مجرد بماند شادتر خواهد بود و گمان می کنم که من نیز روح خدا را دارم.

Go to top