برنامه مطالعه کتاب مقدس

اعداد فصل 14 اشعیا فصل 14 رومیان فصل 13

اعداد باب ۱۴

شورش قوم اسرائیل

۱ مردم تمام شب با آواز بلند گریستند

۲ و از موسی و هارون شکایت کرده گفتند: «ای کاش در مصر می مردیم، یا در همین بیابان از بین می رفتیم.

۳ خداوند ما را به این سرزمین آورد تا ما را با شمشیر دشمن به قتل برساند و زنان و فرزندان ما اسیر شوند، پس بهتر است که به مصر بازگردیم.»

۴ به یکدیگر گفتند: «بیایید که برای خود رهبری انتخاب کنیم تا ما را به مصر بازگرداند.»

۵ آنگاه موسی و هارون در پیش مردم اسرائیل به خاک افتادند.

۶ یوشع، پسر نون و کالیب، پسر یفنه، جزء آنانی بودند که برای بررسی به سرزمین کنعان رفته بودند، جامه خود را پاره کردند و

۷ به مردم اسرائیل گفتند: «ما سرزمین کنعان را بررسی کردیم. آنجا سرزمین بسیار حاصلخیزی است.

۸ اگر خداوند از ما خشنود باشد، ما را به آنجا می برد و آن سرزمین غنی و حاصلخیز را به ما می دهد.

۹ پس شما نباید علیه خداوند شورش کنید و از مردم کنعان بترسید، زیرا شکست دادن آنها برای ما، مثل آب خوردن آسان است. آنها پُشت و پناهی ندارند، امّا خداوند همراه ماست. از ایشان نترسید!»

۱۰ مردم اسرائیل به عوض اینکه به حرف آنها گوش بدهند، خواستند آنها را سنگسار کنند. ناگهان جلال با شکوه خداوند در خیمه عبادت بر تمام قوم اسرائیل ظاهر شد.

دعای موسی برای قوم

۱۱ خداوند به موسی فرمود: «تا به کی این قوم به من اهانت می کنند؟ با وجود این همه نشانه هایی که من در میان آنها نشان دادم، باز هم به من ایمان نمی آورند.

۱۲ پس می خواهم که آنها را به مرض هولناکی مبتلا و از ارث محروم کنم و از تو قومی که بزرگتر و قویتر از اینها باشد، به وجود آورم.»

۱۳ امّا موسی به خداوند گفت: «اگر این خبر به گوش مردم مصر برسد چه خواهند گفت؟ تو این قوم را با قدرت خود از دست آن مردم نجات دادی.

۱۴ مردم مصر از این موضوع به ساکنان سرزمین کنعان خبر خواهند داد. مردم کنعان می دانند که تو ای خداوند، با این قوم هستی و خود را در ابری که بالای سر آنهاست، نشان می دهی و با ستون ابر و آتش شب و روز آنها را راهنمایی می کنی.

۱۵ حالا اگر تمام این قوم را از بین ببری، آن مردمی که شهرت تو را شنیده اند، خواهند گفت:

۱۶ چون خداوند نتوانست این قوم را به این سرزمین که وعده مالکیّت آن را به آنها داده بود برساند، مجبور شد که آنها را در بیابان از بین ببرد.

۱۷ اکنون از درگاه تو تقاضا می کنم، قدرت خود را به ما نشان ده و آنچه را قول داده بودی انجام بده، هنگامی که فرمودی:

۱۸ من، خداوند به آسانی خشمگین نمی شوم و محبّت من بی پایان است و به شما وفادار هستم و گناهان شما را می بخشم، امّا گناه را بدون سزا نمی گذارم. به خاطر گناه پدران، فرزندانشان را تا نسل سوم و چهارم جزا می دهم.

۱۹ پس از حضور تو التماس می کنم که از روی بزرگواری و محبّت بی پایانت، گناهان این مردم را ببخشی، چنانچه از همان زمانی که سرزمین مصر را ترک کردند، تاکنون بارها گناهان ایشان را بخشیده ای.»

قوم اسرائیل جزا می بیند

۲۰ آنگاه خداوند فرمود: «چون تو از من خواهش کردی، من آنها را می بخشم،

۲۱ امّا به حیات خود و به حضور پرجلالم که زمین را پُر کرده است،

۲۲ قسم می خورم که هیچ کدام از آنهایی را که جلال و نشانه های مرا در مصر و همچنین در بیابان دیده اند و بازهم از من نافرمانی کرده اند و مرا مورد آزمایش قرار داده اند،

۲۳ آن سرزمینی را که به نیاکانشان وعده مالکیّت آن را داده ام، نخواهند دید.

۲۴ ولی بنده من، کالیب با آنها فرق دارد. او همیشه و از صمیم دل، دستورات مرا انجام داده است، بنا بر این او را به همان سرزمینی که برای بررسی اش رفته بود، می برم و نسل او را مالک آن می سازم.

۲۵ حالا که عمالیقیان و کنعانیان در دشتها سکونت دارند، پس بهتر است از راه دریای سرخ به بیابان بازگردید.»

۲۶ سپس خداوند به موسی و هارون فرمود:

۲۷ «تا به کی این مردم شریر از من شکایت می کنند؟ من بارها شکایت این قوم را شنیده ام.

۲۸ به آنها بگو: خداوند به حیات خود قسم می خورد که همان بلا را که از آن می ترسیدند بر سرتان می آورم. من خداوند سخن گفته ام

۲۹ اجسادتان در این بیابان پوسیده می شوند. از تمام اشخاص بیست ساله و بالاتر یک نفر هم زنده نمی ماند، چرا که از من شکایت کردید.

۳۰ به غیراز کالیب، پسر یفنه و یوشع پسر نون، هیچ کدام ایشان به آن سرزمینی که به شما وعده دادم، قدم نمی گذارد.

۳۱ همچنین کودکان شما را که گفتید، اسیر ساکنان آن سر زمین می شوند، به سلامتی به آن جایی که شما آن را رد کردید، می رسانم.

۳۲ امّا جنازه های شما در این بیابان می افتند.

۳۳ فرزندان شما به خاطر بی ایمانی شما برای چهل سال چوپانی می کنند تا که آخرین نفر شما در بیابان بمیرد.

۳۴ در مقابل هر روزی که نمایندگان شما آن سرزمین را شناسایی کردند، یک سال جزا می بینید؛ یعنی مدّت چهل سال در بیابان سرگردان می باشید. به این ترتیب جزای نافرمانی خود را می بینید تا بدانید ‌که، بی اطاعتی از من چه نتیجه ای دارد.

۳۵ شما ای قوم شریر، که به مخالفت با من برخاسته ‌اید، در بیابان می میرید. این است گفتار من که خداوند هستم.»

۳۶ آن کسانی که برای بررسی به کنعان رفته بودند و با شایعات بد، مردم را به وحشت انداخته،

۳۷ آنها را به ضد خداوند تحریک نمودند، در اثر بلایی ‌که خداوند بر سرشان آورد، همه هلاک شدند.

۳۸ از بین آنها تنها یوشع، پسر نون و کالیب، پسر یفنه زنده ماندند.

اولین قصد حمله به سرزمین

۳۹ موسی آنچه را که خداوند فرموده بود، به اطّلاع مردم رساند و آنها بسیار گریه کردند.

۴۰ روز بعد، صبح زود برخاستند و به سر کوه رفتند و گفتند: «ما حاضر و آماده هستیم تا به سرزمینی که خداوند به ما وعده داده برویم. ما به گناه خود اعتراف می کنیم.»

۴۱ موسی به آنها گفت: «شما با این کار خود، از فرمان خداوند سرپیچی می کنید، امّا موفّق نمی شوید.

۴۲ شما نباید به آنجا بروید، زیرا خداوند به شما کمک نخواهد کرد و دشمنانتان، شما را شکست می دهند.

۴۳ وقتی با عمالیقیان و کنعانیان روبه رو شوید، با شمشیر آنها به قتل می رسید. چون شما از دستور خداوند سرپیچی کرده اید و خداوند با شما نخواهد بود.»

۴۴ امّا آنها به حرف موسی گوش ندادند و با وجودی که صندوق پیمان خداوند و موسی از اردوگاه حرکت نکرده بودند، به طرف کوهستان حرکت کردند.

۴۵ آنگاه عمالیقیان و کنعانیانِ ساکن کوهستان پایین آمدند و آنها را شکست دادند و تا حُرما تعقیب کردند.

 

اشعیا باب ۱۴

  برگشت از تبعید

 ۱ خداوند یک ‌بار دیگر به قوم خودش اسرائیل، ترحّم خواهد کرد. او می گذارد باز هم آنها به سرزمین خود بازگردند تا بیگانگان بیایند و با آنها زندگی کنند.

 ۲ ملّتهای زیادی به قوم اسرائیل کمک می کنند تا آنها به سرزمینی که خدا به آنها داده بود بازگردند و در آنجا ملل دیگر مثل برده در خدمت اسرائیل خواهند بود. آنها که روزی اسرائیل را گرفته بودند، اکنون مغلوب اسرائیل شده اند و مردم اسرائیل بر کسانی حکومت می کنند که روزی تحت ستم آنها بودند.

  سقوط پادشاه بابل

 ۳ خداوند قوم اسرائیل را از درد و زحمتشان و از بیگاری های سخت، خلاص خواهد کرد.

 ۴ وقتی چنین بشود، آنها با تمسخر به پادشاه بابل خواهند گفت: «پادشاه سرنگون شده و دیگر به کسی ظلم و ستم نخواهد کرد.»

 ۵ خداوند به قدرت حکمرانان شریر

 ۶ که با خشونت بر مردم ظلم و ستم کردند و هیچ وقت از جور و جفای مردم مغلوب دست بر نداشتند، پایان داده است.

 ۷ اکنون، بالاخره تمام جهان از آرامش و صلح بهره مند می شوند و همه با شادی می سرایند.

 ۸ درختان صنوبر و سروهای آزاد لبنان از سقوط پادشاه بابل شادی می کنند، چون اکنون که او رفته، دیگر کسی نیست که آنها را قطع کند.

 ۹ دنیای مردگان خود را برای استقبال از پادشاه بابل آماده می سازد. ارواح زورمندان پیشین در تب و تابند. ارواح شاهان از تختهایشان برمی خیزند.

 ۱۰ همه آنها به او می گویند: «اکنون تو مثل ما ضعیف هستی! تو هم مثل یکی از ما شده ای!

 ۱۱ در گذشته، همه با نواختن چنگ و سرود به تو احترام می گذاشتند، امّا الان تو در دنیای مردگان هستی. بر تختی انباشته از حشرات خوابیده ای و با پتویی از کرمها پوشیده شده ای.»

 ۱۲ ای پادشاه بابل، ای ستاره درخشان صبحگاهان، تو از آسمان افتادی! در گذشته تو ملّتها را شکست دادی، امّا الان خودت به خاک افتاده ای.

 ۱۳ تو می خواستی به آسمانها صعود کنی و تختت را بر فراز بلندترین ستاره ها بگذاری. تو فکر می کردی که مثل یک پادشاه بر فراز آن کوه در شمال، جایی که خدایان جمع می شوند، سلطنت خواهی کرد.

 ۱۴ تو می گفتی که بر فراز ابرها صعود می کنی و مثل قادر متعال خواهی بود.

 ۱۵ امّا در عوض، تو به قعر دنیای مردگان کشانده شده ای.

 ۱۶ مردگان با تعجّب تو را می بینند و به تو خیره شده اند. آنها می پرسند: «آیا این همان کسی نیست که زمین را می لرزاند و ممالک از ترسش به خود می لرزیدند؟

 ۱۷ آیا این همان کسی نیست که شهرها را ویران و دنیا را به بیابان تبدیل کرده بود؟ آیا این همان کسی نیست که هیچ وقت اسیران را آزاد نکرد و نگذاشت آنها به وطن خود بازگردند؟»

 ۱۸ تمام پادشاهان زمین در گورهای با شکوه خود خفته اند.

 ۱۹ امّا تو قبری نداری و جسد تو را دور انداخته اند تا بگندد. جسد سربازانت که در جنگ کشته شده اند روی جسد توست و همه آنها را به یک دخمه سنگین انداخته اند و لگدمال می شوند.

 ۲۰ چون تو کشور خود را به ویرانی کشاندی و مردم خود را کشتی، تو مثل سایر پادشاهان دفن نخواهی شد و هیچ یک از اعضای خانواده شریرت زنده نخواهند ماند.

 ۲۱ کشت و کشتار شروع می شود. پسران این پادشاه به خاطر گناه پدرانشان کشته می شوند. هیچ یک از آنها دیگر بر دنیا حکومت نخواهد کرد و شهر دیگری نخواهد ساخت.

  خداوند بابل را شکست خواهد داد

 ۲۲ خدای متعال می گوید: «من به بابل حمله خواهم کرد و آن را ویران می کنم. هیچ چیز از آن باقی نخواهم گذاشت، نه کودکی به جای می گذارم و نه موجود زنده ای. من -‌خداوند- چنین گفته ام.

 ۲۳ من بابل را به باتلاقی مبدّل می کنم و جغدها در آن آشیانه خواهند گرفت. من بابل را با جارویی پاک می کنم که همه چیز را می روبد و دور می ریزد. من -‌خدای متعال- این را گفته ام.»

  خدا آشور را شکست خواهد داد

 ۲۴ خداوند متعال قسم خورده می گوید: «آنچه اراده من بود همان واقع خواهد شد. آنچه می خواستم انجام شود، به انجام خواهد رسید.

 ۲۵ من نیروهای آشور را در سرزمین خودم -‌اسرائیل- درهم خواهم شکست و آنها را در کوه های خودم پایمال خواهم کرد. من قوم خود را از زیر یوغ آشور و از سختی هایی که متحمّل می شوند، آزاد خواهم کرد.

 ۲۶ این است برنامه من برای دنیا، و بازوی من برای مجازات ملّتها بلند است.»

 ۲۷ خدای متعال چنین خواسته، بازویش برای مجازات بلند است و کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد.

  خداوند فلسطین را شکست خواهد داد

 ۲۸ این پیام در سالی که آحاز پادشاه درگذشت، داده شد:

 ۲۹ ای مردم فلسطین، چوبی که شما را با آن می زدند، شکسته شده، امّا شما دلیلی برای شادی ندارید. وقتی یک مار بمیرد، مار سهمگین تری به جای آن می آید. تخم یک مار، اژدهای پرنده تولید می کند

 ۳۰ خداوند، شبان مسکینان قوم خود خواهد بود و آنها در جاهای امن زندگی خواهند کرد. امّا او قحطی وحشتناکی برای شما -‌ای فلسطینیان- خواهد فرستاد و یکی از شما زنده نخواهید ماند.

 ۳۱ ای مردمان شهرهای فلسطین، برای کمک گریه و زاری کنید! همه شما بترسید! ابری از گرد و خاک و ارتشی که در آن آدم ترسویی وجود ندارد از شمال می آید.

 ۳۲ جواب ما به قاصدانی که از فلسطین می آیند چیست؟ ما به آنها خواهیم گفت که خداوند کوه صهیون را برای قوم ستمدیده خود تعیین کرده و آنها در آنجا امن خواهند بود.

 

رومیان باب ۱۳

  وظیفه ما نسبت به زمامداران

 ۱ همه باید از اولیاء امور اطاعت نمایند زیرا بدون اجازۀ خدا هیچ قدرتی وجود ندارد و زمامداران فعلی را خدا منصوب کرده است.

 ۲ از این جهت هر که با آنها مخالفت کند با آنچه خدا برقرار کرده است مخالفت می کند و بااین عمل خود را محکوم خواهد ساخت ،

 ۳ زیرا فرمانروایان باعث وحشت نیکوکاران نیستند بلکه بدکاران باید از آنها بترسند . آیا می خواهی از زمامداران ترسی نداشته باشی ؟ در اینصورت نیکی کن و او ترا خواهد ستود.

 ۴ چونکه او خادم خدا است و برای خیریت تو کار می کند اما اگر کار نادرست انجام دهی از او هراسان باش زیرا او بی سبب صاحب شمشیر نیست بلکه خادم خداست تا غضب خدا را در مورد خطاکاران اجرا نماید.

 ۵ بنابراین باید از صاحبان قدرت اطاعت کنید ، نه تنها بسبب غضب خدا بلکه بخاطر آسایش وجدان خود نیز.

 ۶ و بهمین سبب است که شما مالیات می پردازید زیرا اولیاء امور، خادمین خدا هستند و به این دلیل مشغول انجام وظایف خود می باشند.

 ۷ پس دین خود را نسبت به همه ادا کنید: مالیات را بمستحق مالیات و عوارض را به مأمور وصول عوارض بپردازید و آنکسی را که سزاوار احترام است احترام کنید و صاحبان عزت را عزیز بدارید.

  وظیفۀ ما نسبت به یکدیگر

 ۸ هیچ چیز به کسی مقروض نباشید بجز محبت به یکدیگر . کسیکه دیگران را محبت کند شریعت را بجا آورده است.

 ۹ همۀ احکام خدا : زنا نکن ، قتل نکن ، دزدی نکن ، طمع مورز و هر حکم دیگر در این حکم که « همسایه ات را مانند خودت دوست بدار » خلاصه شده است .

 ۱۰ کسی که همسایه خود را دوست دارد به او بدی نمی کند. پس محبت اجرای کامل تمام شریعت است.

 ۱۱ بعلاوه شما می دانید که ما در چه زمانی هستیم و می دانید که موقع بیدار شدن از خواب رسیده است . امروز نجات ما از آن روزی که ایمان آوردیم نزدیکتر است.

 ۱۲ شب تقریبأ گذشته و روز نزدیک است ، پس دیگر کارهای ظلمت را مانند لباس کهنه از خود دور اندازیم و زره نور را بپوشیم.

 ۱۳ چنان رفتار کنیم که شایستۀ کسانی باشد که در روشنائی روز بسر می برند و از عیاشی و مستی وفسق و هرزگی یا نزاع و حسد بپرهیزیم .

 ۱۴ خود را باعیسی مسیح ، خداوند مسلح سازید و دیگر در فکر ارضای خواهش های نفسانی خود نباشید.

Go to top